تبليغاتX
فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست...

 

دل باز عزم کعبه ی مقصود میکند

جانم سجود حضرت معبود می کند

 

عود دلم در آتش عشقش روان بسوخت

عیبم مکن اگر نفسم دود میکند

 

خوش آتشی  و عود خوشی  سوختم خوشی

این لطف او نگر که چه با عود میکند

 

آنکس که میخورد غم عشقش ز کا ینانات

نیکو تجارتی و بسی سود میکند

 

رندی که میرود بخرابات عاشقان

با او برو که میل به بهبود میکند

 

او آفتاب عالم و ما سایبان او

چندان غریب نیست اگر جود می کند

 

سید بجود بنده ی معدوم خویش را

می بخشدش وجودی و موجود میکند

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 23:15  توسط یه آشنا  |