نیمه شب کوبید بر درگفت: عاشق خانه است؟
متهم هستی و جرمت دیدن جانانه است
بعد بستند دست و پایم را به موی دلبرم
گفتم از بهر دفاع بی گنهم،چون مقصر این دل دیوانه است.
از من شاهد وبرهان و مدرک خواستند
پاسخی دادم که شاهد ساغر و پیمانه است .
گفتمش گر یار را بوسم چه باشد کیفرم
گفت سوختن چون کیفر پروانه است
گفتمش من حاضرم سوزم به شرط بوسه ای
چون سوختن از بهر جانان کار هر مردانه است.........
آتش عشق عجب آتش غافل سوزیست
بی خبر می کند و بی خبرم می سوزد!!!
........................